تبليغاتX
pooh

عید قربان و شب یلداتون مبارک

سلام

یه سلام گرم تو یه روز سرد به تموم دوستای دل گرم

حالتون خوبه یه عذر خواهی به بعضی از دوستان به خاطر دیر شدن آپ آخه میدونید من به بعضیا گفتم دیشب آپ میکنم ولی وقت نکردم و آپم افتاد امروز

عيد قربان!!!

تکرار يک خاطره!!!

تکرار يک خاطره در ذهن ما آدم هاي امروزي....

خاطره ابراهيم خليل الله!!!

پيامبري سالخورده و پير....

پيامبري که دوست خداست کسي که مدتها در انتظار بوده!!!

در انتظار پسرش اسماعيل....

ابراهيم بعد از سالها انتظار شکوفه لبخند بر لبش مي شکفد

و خداوند اسماعيل را به او عطا مي کند....

اسماعيلي که از ضربه هاي پايش چشمه زمزم جوشيد

و چه افتخاري بالاتر از اين.....

و ابراهيم افتخار مي کند به فرزندش اسماعيل و اسماعيل اکنون رشيد و جوان شده

آري....

يک خواب!!!

يک رويا!!!

شايد هم يک کابوس....

ابراهيم اسماعيلت را ذبح کن!!!

يک ترس!!!!

يک احساس!!!

عشق به خدا يک سو....

و عشق به فرزند يک گوشه....

و تکرار که ابراهيم اسماعيلت را ذبح کن....

و لبخند بر لب اسماعيل که راضي هستم به رضاي خدا

پدر جان مطيع امر پروردگارت باش.....

و چه زيبا ابراهيم تسليم امر خدايش مي شود....

و سربلند از امتحان.....


 
بله!!!

عيد قربان عيد ذبح کردن اسماعيل

همان اسماعيلي که شايد مانعي باشد بر سر راه تو و خدايت.....

راستي اسماعيل تو چه کسي يا چه چيزي هست؟

چيست که تو را باز مي دارد از خدايي شدن از آسماني شدن؟؟

چيست؟؟؟

چيست که آنقدر به آن دلبسته ايم!!!!

خداوند هر روز امر مي کند: اسماعيلت را ذبح کن و به سوي من آي....

مي خواهم فکر کنم به اسماعيل درونم...

به هماني که مرا باز مي دارد از گام برداشتن به سوي او....

عيد قربان است...

نمي دانم لبخند به لب داشته باشم يا گريه کنم....

افتخار کنم به موجوديت ابراهيم خليل الله يا غمگين باشم از حضور اسماعيلي در وجود خويش؟؟

بهر حال...

اميدوارم روزهايي خوش داشته باشيم و فرصت کنيم ما هم ابراهيمي باشيم....


و حالا دومین مناسبت این شب پر شور

يلدا اين جشن آريايي شب تولد مهر و خورشيد بر شما مبارک.


ايرانيان باستان با باور اينکه فرداي شب يلدا با دميدن خورشيد، روزها بزرگ‌تر شده و تابش نور ايزدي افزوني مي‌‌يابد، آخر پاييز و اول زمستان را شب زايش مهر يا زايش خورشيد مي‌خواندند و براي آن جشن بزرگي بر پا مي‌کردند.

نور، روز و روشنايي خورشيد، نشانه‌هايي از آفريدگار بود در حالي که شب، تاريکي و سرما نشانه‌هايي از اهريمن. مشاهده تغييرات مداوم شب و روز مردم را به اين باور رسانده بود که شب و روز يا روشنايي و تاريکي در يک جنگ هميشگي به سر مي‌برند. روزهاي بلندتر روزهاي پيروزي روشنايي بود، در حالي که روزهاي کوتاه‌تر نشانه‌اي از غلبه تاريکي


 يلدا روز تولد ميترا يا مهر است. اين جشن به اندازه زماني که مردم فصول را تعيين کردند کهن است.
پس بيايد در اين شب فرخنده همه دور هم جمع شويم و با برافروختن آتش مقدس از خورشيد طلب برکت کنيم باشد که تابش نور ايزدي بر ما فزوني يابد

بدرود تا درودی دیگر


 

نوشته شده توسط بهار در جمعه 30 آذر1386 ساعت موضوع | لينک ثابت


یه بار فقط بخندید

سلام دوستان

خوبید خوشید سلامتید دماغتون چاقه(ببخشید یه لحظه یاد دوران طفولیت افتادم)

امروز البته امشب دو تا مطلب طنز براتون گذاشتام  اون وسط ها هم شاید چند تا اس ام اس برای تنوع بذارم مطمئن نیستم باید فکر کنم:


 پسرها و ديدگاهشون از زندگي اجتماعي در سنين مختلف
سن 14 سالگي : تازه توي اين سن، هر رو از بر تشخيص ميدن . اول بدبختي
سن 15 سالگي : ياد مي گيرن که توي خيابون به مردم نگاه کنن ... از قيافه خودشون بدشون مي ياد
سن 16 سالگي : توي اين سن اصولا راه نميرن، تکنو مي زنن ... حرف هم نمي زنن ، داد مي زنن ... با راکت تنيس هم گيتار مي زنن
سن 17 سالگي : يه کمي مثلا آدم ميشن ... فقط شعرهاشون و بلند بلند مي خونن ... يادش به خير اون روزها که تکنو نبود راک ن رول مي خوندن
سن 18 سالگي : هر کي رو مي بينن تا پس فردا عاشقش ميشن ... آخ آخ ...آهنگ هاي داريوش مثل چسب دو قلو بهشون مي چسبه
سن 19 سالگي : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تيز ميشن ... ابي گوش ميدن
سن 20 سالگي : از همه شون رو دست مي خورن ...ستار گوش ميدن که نفهمن چي شده
سن 21 سالگي : زندگي رو چيزي غير از اين بچه بازيها مي بينن ... مثلا عاقل مي شن
سن 22 سالگي : نه مي فهمن که زندگي همش عشقه ... دنبال يه آدم حسابي مي گردن
سن 23 سالگي : يکي رو پيدا ميکنن اما مرموز ميشن ... ديدشون عوض مي شه
سن 24 سالگي : نه... اون با يه نفر ديگه هم دوسته ...اصلا لياقت عشق منو نداشت
سن 25 سالگي : عشق سيخي چند؟ ... طرف بايد باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نيست
سن 26 سالگي : اين يکي ديگه همونيه که همهء عمر مي خواستم ... افتخار ميدين غلامتون باشم ؟
سن 27 سالگي : آخيش
سن 28 سالگي : کاش قلم پام مي شکست و خواستگاري تو نميومدم

ضرب المثل چيني يه ميگه حرفاي دخترا رو باور نکن... حرفاي پسرا رو اصلا گوش نکن!

توصیف مدرسه
کلمه مدرسه : مخفف عبارت ( مرگ در سه حالت ) ( وقتي درس بلد نيستي )( وقتي زنگ استراحت رو ميگيرن ) ( وقتي ميگن جمعه بياين کلاس).. 

کلمه کلاس : مخفف عبارت ( کلّا سوال ) ... از زماني که معلم مياد با ( حالتون خوبه؟؟) سوالا شروع ميشه تا زماني که ميره با ( جلسه بعدي چند شنبه است؟؟؟ ) تمام ميشه.

کلمه حياط مدرسه : مخفف عبارت ( نميدونم ) ولي کارايي که توش انجام ميدن رو خوب ميدونم . (جلوي يه نفر رو ميگيري ميگي مردي زنگ آخر بايست ) يا ( در بوفه مي ايستي پول بچه ها رو ميگيري ميندازي تو صندوق صدقه ). 

ناظم : مخفف عبارت ( نزن اگر زدي ميکشمت ) از زماني که زنگ ميخوره مثل عجل معلق ميوفتن تو حياط هر کي قلدر بازي در آورد ( تق توق ) ميزنن . بچه قلدراش محبت ناظم رو بي جواب نميذارن
. ( بالاخره بيرون مدرسه ميگيرمت ).

معلم : با يه جمله معرفيش ميکنم : ( مئلم اظيظم اذ طو ممنونم که به من صواد ياد دادي و من هالا خوب ميخانم و مينويصم .).

مدير : مخفف عبارت ( من دير ميام ) يا بهتره بگم ( من نميام ) .. هر موقع کارش داري واسه يه کار خيلي مهم رفته بيرون

دفتر دار : ( از اسمش معلومه ) هر کي دفترش گم ميشه ميتونه پيش آقاي دفتر دار پيداش کنه.

معلم پرورشي : مخفف عبارت ( پر رو بشي جهنمي ) سر کلاس اينقدر ميگن دين و اسلام و از اين حرفا که آدم آيت الله از کلاس مياد بيرون ( ساعت 12:30 هم از تو بلندگو ميگن) بچه هاي عزيز نمازه لطفا سريعتر مراجعه کنيد.

باباي مدرسه : بهترين آدمي که تو مدرسه پيدا ميشه ( اونم که مامان مدرسه رو کشته ) چون بعد از ... سال درس خوندن تا حالا تو هيچ مدرسه اي نديدمش. بچه هم نداره .

زنگ ورزش : ( همه لباس دارن ) بععععععععله .. خب بريد خر بازي در باريد ( آزاد ترين زنگ مدرسه )

زنگ رياضي : ( a2 + b2 = ab2 ) همش چرتو پرته . 

زنگ فيزيک : ( همه مسئله هاي جلسه قبلو بذارن جلوشون ) آقا ما ننوشتيم ( برو با وليت بيا )

زنگ شيمي :  واقعا شيمي براي زندگي 

زنگ استراحت : ( بچه ها بريم سر مسير مدرسه ي ...الان زنگشون ميخوره ) آخه اونا زنگشون زودتر از ما ميخوره  

و اما زنگ آخر : ( زييييييييييييينگ ... زيباترين صداي زندگي من تا به اين لحظه ... با قيافه اي جن زده سوار سرويس ميشويم و پشت سر معلمان گرامي غيبت ميکنيم تا برسيم خونه )

اميدوارم خنده روي لبهاي نازتون نشسته باشه !!


 

نوشته شده توسط بهار در جمعه 16 آذر1386 ساعت موضوع | لينک ثابت


ای عاشق

سلام

خوب خوب بذارین از راه برسم بعد شروع کنید جیغ و داد.

میدونم خیلی دیر کردم ولی در عوض وبم رو کلی تغییر دادم خوب ببینید گوش کنید

از این حرفها بگذریم راستی برای دیرکرد امروز به جای یک آپ چندتا آپیدم خوش باشین


گويند که در ميان ميوه ها سيب نکوست  

نيمش رخ عاشق است و نيمش رخ دوست

اين زردي و سرخي که در او مي بيني

زردي رخ عاشق است و سرخي رخ دوست

 


چارلي چاپلين به دخترش: تا وقتي قلب عريان كسي را نديدي بدن عريانت را نشانش نده! هيچ گاه چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان مکن قلبت را خالي نگه دار اگر هم يه روزي خواستي كسي را در قلبت جاي دهي سعي كن كه فقط يك نفر باشد به او بگو كه تو را بيش تر از خودم وكمتر از خدا دوست دارم زيرا كه به خدا اعتقاد دارم وبه تو نياز دارم


گذار عشق دلي پاره پاره مي خواهد     

                                وکوچه ات که عبوري دوباره ميخواهد

 

صريح و ساده نميگويمت که گفتن تو      

                                به قدر هستي من استعاره ميخواهد

 

مگر چه گفت نگاه غريب و خسته ي من   

                                  در آسمان دلت يک ستاره ميخواهد

 

براي راندن من نقشه اي بزرگ نکش            

                               شکستنم به خدا يک اشاره ميخواهد

 

به احترام تو من تا ابد نمي آيم 

                                 اگر چه کوچه عبوري دوباره ميخواهد

در زندگي باران نباش كه فكر كنند خودت را با منت به شيشه ميكوبي ؛ ابر باش تا منتظرت باشند كه بيايي



 

نوشته شده توسط بهار در پنجشنبه 8 آذر1386 ساعت موضوع | لينک ثابت