سلام
امروز براتون دو تا مطلب قشنگ گذاشتم
امیدوارم لذتشو ببرید (اینم باید بگم از این که یکم دیر شد متاسفم)

هر ايراني ....
آنچه مي خوانيد در مورد شما نيست ، در مورد بغل دستي تان است!
* هر ايراني حداقل يکبار تصميم گرفته است زبان انگليسي را بياموزد!
* در کتابخانه هر ايراني حتما کتابي در مورد چگونه در ? ثانيه خوش تيپ
بشويم! چگونه پولدار بشويم! چگونه اعتماد بنفس داشته باشيم وجود دارد!
* هر ايراني حداقل يک دندان و حداکثر چند دندان خراب دارد!
* هر پسر ايراني حداقل ده بار آرزو کرده است جاي برسلي يا آرنولد بود!
* هر دختر ايراني حداقل ده ميليون بار آرزو کرده که نيکول کيدمن بود!
* هر ايراني حداقل ? رشته ورزشي را نيمه کاره رها کرده است!
* هر ايراني چند صد بار در زندگي اش احساس خوش تيپي کرده است!
* هر ايراني حداقل ...بار به علي دايي محبت نثار کرده است!!!
* هر ايراني حداقل يکبار گفته است : هنر نزد ايرانيان است و بس!
* هر ايراني حداقل ?? بار آشغالهايش را از توي ماشين به خيابان پرت کرده است!
* هر ايراني حداقل سه بار آرزو کرده در دوران هخامنشي ها زندگي مي کرد!
* هر ايراني حداقل ???? بار ديگران را نصيحت کرده است!
* هر ايراني حداقل ? بار در امتحانات تقلب کرده است!
* هر ايراني حداقل ?? بار شعار داده است : مرگ بر آمريکا!
* هر ايراني حداکثر ? بار وقت شناس بوده است!
* هر ايراني حداقل ? بار وانمود کرده است که نمازش را هميشه سر وقت مي خواند!
* هر ايراني حداقل ? بار احساس پوچي کرده و خواسته خودکشي کند!
* هر ايراني حداقل ???? بار احساس کرده ديگران قدر او را نمي دانند!
* هر ايراني حداقل ? بار تصميم گرفته است از شنبه درس هايش را بخواند!
* هر ايراني ....
اگر از خواندن اين نوشته ناراحت شديد به بغل دستي تان نگاه کنيد چون اين نوشته
در مورد او بود نه شما!
اینم مطلب دوم که فکر کنم جالبتره بخصوص برای آقا پسرها
دست خودم نيست اين دسته از پسرا رو اعصابمند...
?-پسرايي که اداي آدماي عاشقو در ميارن و در آن واحد واسه???نفر ديگه هم تب مي کنن
?-پسرايي که وقتي کم ميارن به عشقشون ميگن آبجي.
?-پسرايي که تا یه کم بهشون احترام ميذاري فکر مي کنن عاشق سينه چاکشوني
?-پسرايي که اسم ادعاشونو ميذارن اعتماد به نفس
?-پسرايي که همزمان عاشق ?? نفرند و هر روز محض تنوع واسه يکيشون شعر عاشقانه
ميگن
?-پسرايي که فکر مي کنن همه موجودات کثيفي اند و خودشون پاک و منزه

نوشته شده توسط بهار در دوشنبه 21 آبان1386 ساعت موضوع | لينک ثابت
اینم یه مطلب طنز برای بیکار ها
قبل از ازدواج :
مرد: آره، ديگه نميتونم بيش از اين منتظر بمونم!
زن: ميخواهى من از پيشت برم؟!
مرد: نه! فکرش را هم نکن!
زن: منو دوست داري؟!
مرد: البته!
زن: آيا تا حالا به من خيانت کردي؟!
مرد: نه! چرا چنين سوالى ميکني؟ !
زن: منو مسافرت ميبري؟!
مرد: مرتب!
زن: آيا منو ميزني؟ !
مرد: به هيچوجه! من از اين آدما نيستم!
زن: ميتونم بهت اعتماد کنم؟!
بعد از ازدواج همين متن را اين دفعه از پائين به بالا بخوانيد!!!!!![]()
![]()
![]()
خوب اون مطلب رو گذاشتم تا کمی حال کنید ولی حالا نوبت قلبهای شکستست
از هر چه بگذریم سخن عشق شیرین تر است
بقیه عکسهای عشقولانه رو میتونید در ادامه مطلب ببینید:![]()

نوشته شده توسط بهار در جمعه 11 آبان1386 ساعت موضوع | لينک ثابت
سال 1230 : (مرد):دختره خير نديده من تا نكشمت راحت نميشم....
زن:آقا حالح يه غلطي كرد شما ببخشيد!نا محرم كه خونمون نبود.حالا اين بنده خدا يه بار بلند خنديده...!!!
مرد: بلند خنديده؟ اين اگه الان جلوشو نگيرم لابد پس فردا مي خواد بره بقالي ماست بخره. نخير نمي شه بايد بکشمش...
بالاخره با صحبتهاي زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه.
سال 1280
مرد: واسه من مي خواي بري درس بخوني؟ مي کشمت تا برات درس عبرت بشه. يه بار که مُردي ديگه جرات نمي کني از اين حرفا بزني. تو غلط مي کني. تقصير من بود که گذاشتم اين ضعيفه بهت قرآن خوندن ياد بده. حالا واسه من ميخاي درس بخوني؟؟؟
زن: آقا ، آروم باشين. يه وقت قلبتون خداي نکرده مي گيره ها! شکر خورد. ديگه از اين مارک شکر نمي خوره. قول ميده...
مرد( با نعره حمله مي کنه طرف دخترش ): من بايد بکشمت. تا نکشمت آروم نمي شم. خودت بياي خودتو تسليم کني بدونه درد مي کشمت...
-- بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه
سال1330
مرد: چي؟ دانشسرا (همون دانشگاه خودمون)؟ حالا مي خواي بري دانشسرا؟ مي خواي سر منو زير ننگ بوکوني؟ فاسد شدي برا من؟؟ شيکمتو سورفه (سفره) مي کونم...
زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنين. خدا نکرده يه وخ (وقت) سکته مي کنين آ...
مرد: چي مي گي ززززززن؟؟ من اگه اينو امشب نکوشم (نکشم) ديگه فردا نمي تونم جلوي اين فسادو بيگيرم. يه دانشسرايي نشونت بدم که خودت کيف کوني...
-- بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه
سال1380
مرد: کجا؟ مي خواي با تکپوش (از اين مانتو خيلي آستين کوتاها که نيم مترم پارچه نبردن و وقتي مي پوشيشون مث جليقه نجات پستي بلندي پيدا مي کنن) و شلوارک (از اين شلوار خيلي برموداها) بري بيرون؟ مي کشمت. من... تو رو... مي کشم...
زن: اي آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان ديگه همه همينطورين (شما بخونيد اکثرا).
مرد: من... اينطوري نيستم. دختر لااقل يه کم اون شلوارو پائين تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه... نه... نمي خواد. بدتر شد. همون بالا ببنديش بهتره...
سال1400
زن: دخترم. حالا بابات يه غلطي کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت مي پره. آروم باش عزيزم. رنگ موهات يه وقت کدر مي شه آ مامي. باباتم قول مي ده ديگه از اين حرفا نزنه...
-- بالاخره با صحبتهاي زن، دخترخونه از خر شيطون پياده مي شه و باباي گناهکارشو مي بخشه !! 
امیدوارم خوشتون اومده باشه![]()

نوشته شده توسط بهار در جمعه 4 آبان1386 ساعت موضوع | لينک ثابت
درباره pooh بگم

سلام
به وبلاگم خوش اومدید من بهار هستم امیدوارم شما هم مثل بقیه بی معرفت نباشید و بی نظر نروید pooh منتظر نظرات شماست
نظــــــــــــــــــــــــــــــــــــر یادت نره
فهرست اصلي
دوستان جیگر pooh
نوشته هاي پيشين
POWERED BY