تبليغاتX
pooh

سپندارمذگان

ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام

دیر کردم خیلی هم دیر کردم

ولی حالا تو شب عاشقا پیشتونم و عاشقانه دوستتون دارم

ولنتاینتون مبارک


روز والنتاین (به انگلیسی: Valentine's Day) (روز عشاق و یا روز عشق ورزی) عیدی در روز ۱۴ فوریه (۲۵ بهمن‌ماه) است که در بعضی فرهنگ ها روز ابراز عشق است.

این ابراز عشق معمولاً با فرستادن کارت والنتاین یا خرید هدایایی مانند گل سرخ انجام می‌شود. سابقهٔ تاریخی روز والنتاین به جشنی که به افتخار قدیس والنتاین در کلیساهای کاتولیک برگزار می‌شد، باز می‌گردد.

پیشینهٔ‌ تاریخی
تاریخچه کامل و دقیق ولنتاین در دست نیست و آنچه از پیشینه این روز می‌‌دانیم با افسانه درآمیخته است. امروزه کلیسای کاتولیک به این نتیجه رسیده است که حداقل سه قدیس به نام والنتاین وجود داشته‌اند که همگی به شهادت رسیده اند، به همین دلیل چندین افسانه سعی در بازگوئی تاریخچه این آئین دارند.

 روایت مشهور
در سده سوم میلادی که مطابق می‌شود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده‌است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته‌است از جمله اینکه مردان مجرد نسبت به آنانی که همسر و فرزند دارند سربازان جنگجوتر و بهتری هستند. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن می‌کند. کلودیوس به قدری بی‌رحم وفرمانش به اندازه‌ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. اما کشیشی به نام والنتاین (والنتیوس)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می‌کرد. کلودیوس دوم از این جریان خبردار می‌شود و دستور می‌دهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می‌شود. با توجه به آنچه که در افسانه آمده کشیش ولنتاین برای او نامه‍ایی نوشته و آنها را با نوشتن «از طرف ولنتاین تو» (From Your Valentine) امضاء کرده است، اصطلاحی که تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته و به وفور بر روی کارتهای ولنتاین مشاهده می‌‌شود. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق بر خلاف قانون کلودیوس دوم اعدام می‌شود. بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می‌دانند و از آن زمان والنتاین تبدیل به نمادی برای عشق شده است.


شهرهای منتسب به والنتاین قدیس
بر اساس باورهای کنونی، بقایای والنتاین قدیس که در قرن ۱۹ میلادی در قبرستانی باستانی در ایتالیا کشف شد هم‌اکنون در سه شهر رم، دوبلین و گلاسگو نگهداری می‌شود. بخشی از این بقایا پس از انتقال به یک تابوت طلایی توسط پاپ گرِگوری شانزدهم به کلیسای کاتولیک وایت فرایر در دوبلین پایتخت جمهوری ایرلند اهدا شد. بخش دیگری از این بقایا که گفته می‌شود شامل استخوانهای والنتاین قدیس هم هست توسط یک خانواده متمول فرانسوی در قرن ۱۹ به کلیسای فرانسیس مقدس در شهر گلاسگو در اسکاتلند منتقل شد خارج از حلقه‌های مذهبی از مردم عادی کمتر کسی از وجوداین بقایا در شهر اطلاع داشت تا اینکه در سال ۱۹۹۹ تصمیم به انتقال این بقایا به کلیسای دیگری به نام The Blessed John Duns Scotus گرفته شد. این اقدام توجه گسترده‌ی رسانه‌ها و به طبع آن عموم مردم را به دنبال داشت به‌طوری که شهر گلاسگو به خاطر میزبانی والنتاین قدیس شهر عشاق لقب گرفت و از سال ۲۰۰۲ این شهر در روز والنتاین میزبان فستیوالی به نام فستیوال عشق می‌باشد.

رسوم والنتاین
در کشورهای اروپایی و امریکائی دادن شکلات به عنوان هدیه روز والنتاین از شهرت خاصی برخوردار است. تزئین شکلات و پختن انواع ان نیز از اداب این روز به شمار می‌رود. از نظر علمی هم ثابت شده‌است که خوردن شکلات دات یا همان سیاه میزان عشق را در انسان بالا می‌برد البته نه مصرف   بی رویه ان

در فرهنگ ایرانی
 سپندارمذگان
در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، بلکه از چند هزاره پیش از میلاد، جشن هایی برای ابراز مهر و وفاداری و عشق بوده‌است. این جشن ها که خوشبختانه هنوز زنده هستند و بین ایرانیان شناخته شده اند سیزده بدر، مهرگان و اسفندگان یا سپندارمذگان هستند. در گاهشماری ایرانی تاریخ این جشن ها بدین ترتیب است : سیزده بدر = تیر روز از فروردین ماه (13 فروردین) مهرگان = مهر روز از مهر ماه (16 مهر) اسفندگان = سپندارمذ روز از اسفندماه (5 اسفند) در واقع سه جشن هزاره ای به جای یک جشن چند سده ای با پیدایش نا مشخص و افسانه ای. که اسفندگان یا سپندارمذگان دقیقا چند روز پس از روز والنتاین رومی است. سپندارمذگان جشن گرامیداشت زمین و زن و روز مهرورزی به مظاهر مهر و فروتنی است. در این روز مردان به زنانان خود، با محبت هدیه می‌دادند و زنان و دختران را از کارهای روزمره معاف کرده بر تخت شاهی می نشاندند و از آنها اطاعت می‌کردند.

اخیرا گروهی از دوستداران فرهنگ ایرانی پیشنهاد کرده‌اند که به خاطر اختراع نمودن کلمات نا مانوس جدید فارسی و هویت دادن به فرهنگ هخامنشی خود و به منظور حفظ فرهنگ ایرانی به دور از ارزش دادن به فرهنگ قومهای دیگر به غیر از فارسی سپندارمذگان بجای والنتاین به عنوان روز عشق گرامی داشته شود.

در عربستان سعودی
در عربستان سعودی فروش محصولات مربوط به روز والنتاین مانند گل رز در روزهای نزدیک به این روز، ممنوع می باشد و پلیس مذهبی این کشور از مغازه داران می خواهد تا چنین چیزهایی را به فروش نرسانند.

 بدرود       


 

نوشته شده توسط بهار در پنجشنبه 25 بهمن1386 ساعت موضوع | لينک ثابت


سلامی با خداحافظی طولانی

سلام به تموم شما بیمعرفتها

نو که اومد به بازار کهنه میشه دل آزار  داگه ما قدیمی شدیم سراغمون نمیایید

باشه دیگه انشا ا... این بار اگه کسی بیاد و نظر نذاره کچل بشه 

یه آپ باحالگذاشتم ولی قبل از آپ باید بگم من حدود۳هفته ای نمیتونم بیام البته برای شما بیمعرتا که فرقی نمیکنه


روياي مرگ شايد بهانه اي باشد براي تحمل کابوسي به نام زندگي:

زندگي مرگ است و مرگ است زندگي

                                 پس درود بر مرگ و مرگ بر زندگي



زنداني سلول انفرادي؛

نام :  ذهن

جرم :  اقدام به پرواز

سن :  يک نسل.. دو نسل

_ زنداني را بياوريد

_ ذهن را مي آورند..

_خودت به جرمت اعتراف کن

_ باور کنيد من پرواز نکرده ام. باور کنيد هرگز پرواز نکرده ام. فقط يکبار آن هم وقتي خيلي کوچک بودم و بالهايم تازه در آمده بود، نيم خيز کردم و خواستم بپرم اما خوردم زمين و دست و بالم زخمي شد.

کسي زخم هايم را نبست تا خوب شود، سرزنشم کردند که چرا دردسر درست کرده ام.

از آن به بعد بال هايم را بستند تا رشد نکند. باور کنيد راست مي گويم  .خودتان که مي بينيد بالهايم چقدر کوچک مانده.

بدنم به اندازه کافي رشد کرده، حجمم زياد شده،و آموخته هايم فراوان ، اما مي بينيد؛ بالهايم بيش از آن کوچک است که بتوانم حتي خيال پرواز داشته باشم....

                                    

( بحث بالا ميگيرد :

حالا بايد با او چه کار کنيم؟ _ طبق قانون مجازات پرواز، حبس ابد است.. _ اما او که پرواز نکرده.. بي انصافي است...

 حتي اگر آزادش کنيم نمي تواند پرواز کند و برايمان دردسر ساز شود . طفلک  بالهايش خيلي کوچک است..

_ چاره ديگري نداريم.. اگر آزادش کنيم جواب نسل هاي بعد را چه بدهيم؟؟ حتما آنها هم مي خواهند يکبار پريدن را تجربه کنند... و لابد بعدش هم پرواز کنند!!

نه.. نمي شود، بايد از همين جا جلوي فاجعه را گرفت.)

                                                          

_ساکت ... لطفا گوش دهيد_

حکم صادر شد؛

 براي زنداني،

 حبس ابد در سلول انفرادي..

_زنداني را ببريد.

ذهن را مي برند....

با زخم هايي که به اندازه زمان کهنه است

و بدني که به اندازه علم بزرگ است

با بال هايي هرروز کوچکتر ميشوند....

اینم چندتا اس ام اس

میدونم تکراریه ولی به نظر خودم جالب بود

 اگر در زندگي به ناگاه يکي از سيمهاي سازت پاره شد آهنگ زندگي را آنچنان ادامه بده که هيچ کس نداند بر تو چه گذشت


پيام هاي عشقي من از غم نيست. آف هاي نيومده ي من کم نيست. من واسه خودم يه قانون دارم.توي قانون من هر کسي که واسم آف نذاره آدم نيست!


تاحالا به رابطه ي دو تا چشم دقت کردي ؟؟ با هم باز ميشن - با هم بسته ميشن - با هم ميخندن - با هم گريه ميکنن - با هم ميچرخن . جالب اينجاس که هيچکدوم هم اون يکي رو نميبينه . دوستي يعني اين !!!! حالا دقت کردي اين دو تا چشم فقط زماني که يه دختر جلوشون ظاهر ميشه يکيشون بسته ميشه و اون يکي باز ميمونه (چشمک) . نتيجه گيري اخلاقي : دخترا حتي بهترين و محکم ترين روابط دوستي رو هم به هم ميزنن.


پيغام گير خونه حافظ اينا: رفته ام بيرون ز کاشانه ي خود غم مخور تا مگر بينم رخ جانانه خود غم مخور بشنوي پاسخ ز حافظ گر که بگزاري پيام آن زمان کو باز گردد خانه خود غم نخور.


کتاب هاي پر فروش امسال : 1)افسانه ي بنزين از پائولو بنزيني 2) بنزين ها و حکايات 3) بنزينامه از بنزدوسي 4)خدمات متقابل بنزين و اسلام استاد مبنزيني 5) بنزين زدن يک دقيقه اي ديل بنزيني 6) قطره قطره تا ملاقات "اتمام شارژ" دکترعلي بنزيني

زندگي در گرو خاطره هاست ؛ خاطره ها در گرو فاصله هاست ؛ فاصله ها تلخ ترين خاطره هاست.

 

بدرود تا درودی دیگر


 

نوشته شده توسط بهار در جمعه 7 دی1386 ساعت موضوع | لينک ثابت


عید قربان و شب یلداتون مبارک

سلام

یه سلام گرم تو یه روز سرد به تموم دوستای دل گرم

حالتون خوبه یه عذر خواهی به بعضی از دوستان به خاطر دیر شدن آپ آخه میدونید من به بعضیا گفتم دیشب آپ میکنم ولی وقت نکردم و آپم افتاد امروز

عيد قربان!!!

تکرار يک خاطره!!!

تکرار يک خاطره در ذهن ما آدم هاي امروزي....

خاطره ابراهيم خليل الله!!!

پيامبري سالخورده و پير....

پيامبري که دوست خداست کسي که مدتها در انتظار بوده!!!

در انتظار پسرش اسماعيل....

ابراهيم بعد از سالها انتظار شکوفه لبخند بر لبش مي شکفد

و خداوند اسماعيل را به او عطا مي کند....

اسماعيلي که از ضربه هاي پايش چشمه زمزم جوشيد

و چه افتخاري بالاتر از اين.....

و ابراهيم افتخار مي کند به فرزندش اسماعيل و اسماعيل اکنون رشيد و جوان شده

آري....

يک خواب!!!

يک رويا!!!

شايد هم يک کابوس....

ابراهيم اسماعيلت را ذبح کن!!!

يک ترس!!!!

يک احساس!!!

عشق به خدا يک سو....

و عشق به فرزند يک گوشه....

و تکرار که ابراهيم اسماعيلت را ذبح کن....

و لبخند بر لب اسماعيل که راضي هستم به رضاي خدا

پدر جان مطيع امر پروردگارت باش.....

و چه زيبا ابراهيم تسليم امر خدايش مي شود....

و سربلند از امتحان.....


 
بله!!!

عيد قربان عيد ذبح کردن اسماعيل

همان اسماعيلي که شايد مانعي باشد بر سر راه تو و خدايت.....

راستي اسماعيل تو چه کسي يا چه چيزي هست؟

چيست که تو را باز مي دارد از خدايي شدن از آسماني شدن؟؟

چيست؟؟؟

چيست که آنقدر به آن دلبسته ايم!!!!

خداوند هر روز امر مي کند: اسماعيلت را ذبح کن و به سوي من آي....

مي خواهم فکر کنم به اسماعيل درونم...

به هماني که مرا باز مي دارد از گام برداشتن به سوي او....

عيد قربان است...

نمي دانم لبخند به لب داشته باشم يا گريه کنم....

افتخار کنم به موجوديت ابراهيم خليل الله يا غمگين باشم از حضور اسماعيلي در وجود خويش؟؟

بهر حال...

اميدوارم روزهايي خوش داشته باشيم و فرصت کنيم ما هم ابراهيمي باشيم....


و حالا دومین مناسبت این شب پر شور

يلدا اين جشن آريايي شب تولد مهر و خورشيد بر شما مبارک.


ايرانيان باستان با باور اينکه فرداي شب يلدا با دميدن خورشيد، روزها بزرگ‌تر شده و تابش نور ايزدي افزوني مي‌‌يابد، آخر پاييز و اول زمستان را شب زايش مهر يا زايش خورشيد مي‌خواندند و براي آن جشن بزرگي بر پا مي‌کردند.

نور، روز و روشنايي خورشيد، نشانه‌هايي از آفريدگار بود در حالي که شب، تاريکي و سرما نشانه‌هايي از اهريمن. مشاهده تغييرات مداوم شب و روز مردم را به اين باور رسانده بود که شب و روز يا روشنايي و تاريکي در يک جنگ هميشگي به سر مي‌برند. روزهاي بلندتر روزهاي پيروزي روشنايي بود، در حالي که روزهاي کوتاه‌تر نشانه‌اي از غلبه تاريکي


 يلدا روز تولد ميترا يا مهر است. اين جشن به اندازه زماني که مردم فصول را تعيين کردند کهن است.
پس بيايد در اين شب فرخنده همه دور هم جمع شويم و با برافروختن آتش مقدس از خورشيد طلب برکت کنيم باشد که تابش نور ايزدي بر ما فزوني يابد

بدرود تا درودی دیگر


 

نوشته شده توسط بهار در جمعه 30 آذر1386 ساعت موضوع | لينک ثابت


یه بار فقط بخندید

سلام دوستان

خوبید خوشید سلامتید دماغتون چاقه(ببخشید یه لحظه یاد دوران طفولیت افتادم)

امروز البته امشب دو تا مطلب طنز براتون گذاشتام  اون وسط ها هم شاید چند تا اس ام اس برای تنوع بذارم مطمئن نیستم باید فکر کنم:


 پسرها و ديدگاهشون از زندگي اجتماعي در سنين مختلف
سن 14 سالگي : تازه توي اين سن، هر رو از بر تشخيص ميدن . اول بدبختي
سن 15 سالگي : ياد مي گيرن که توي خيابون به مردم نگاه کنن ... از قيافه خودشون بدشون مي ياد
سن 16 سالگي : توي اين سن اصولا راه نميرن، تکنو مي زنن ... حرف هم نمي زنن ، داد مي زنن ... با راکت تنيس هم گيتار مي زنن
سن 17 سالگي : يه کمي مثلا آدم ميشن ... فقط شعرهاشون و بلند بلند مي خونن ... يادش به خير اون روزها که تکنو نبود راک ن رول مي خوندن
سن 18 سالگي : هر کي رو مي بينن تا پس فردا عاشقش ميشن ... آخ آخ ...آهنگ هاي داريوش مثل چسب دو قلو بهشون مي چسبه
سن 19 سالگي : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تيز ميشن ... ابي گوش ميدن
سن 20 سالگي : از همه شون رو دست مي خورن ...ستار گوش ميدن که نفهمن چي شده
سن 21 سالگي : زندگي رو چيزي غير از اين بچه بازيها مي بينن ... مثلا عاقل مي شن
سن 22 سالگي : نه مي فهمن که زندگي همش عشقه ... دنبال يه آدم حسابي مي گردن
سن 23 سالگي : يکي رو پيدا ميکنن اما مرموز ميشن ... ديدشون عوض مي شه
سن 24 سالگي : نه... اون با يه نفر ديگه هم دوسته ...اصلا لياقت عشق منو نداشت
سن 25 سالگي : عشق سيخي چند؟ ... طرف بايد باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نيست
سن 26 سالگي : اين يکي ديگه همونيه که همهء عمر مي خواستم ... افتخار ميدين غلامتون باشم ؟
سن 27 سالگي : آخيش
سن 28 سالگي : کاش قلم پام مي شکست و خواستگاري تو نميومدم

ضرب المثل چيني يه ميگه حرفاي دخترا رو باور نکن... حرفاي پسرا رو اصلا گوش نکن!

توصیف مدرسه
کلمه مدرسه : مخفف عبارت ( مرگ در سه حالت ) ( وقتي درس بلد نيستي )( وقتي زنگ استراحت رو ميگيرن ) ( وقتي ميگن جمعه بياين کلاس).. 

کلمه کلاس : مخفف عبارت ( کلّا سوال ) ... از زماني که معلم مياد با ( حالتون خوبه؟؟) سوالا شروع ميشه تا زماني که ميره با ( جلسه بعدي چند شنبه است؟؟؟ ) تمام ميشه.

کلمه حياط مدرسه : مخفف عبارت ( نميدونم ) ولي کارايي که توش انجام ميدن رو خوب ميدونم . (جلوي يه نفر رو ميگيري ميگي مردي زنگ آخر بايست ) يا ( در بوفه مي ايستي پول بچه ها رو ميگيري ميندازي تو صندوق صدقه ). 

ناظم : مخفف عبارت ( نزن اگر زدي ميکشمت ) از زماني که زنگ ميخوره مثل عجل معلق ميوفتن تو حياط هر کي قلدر بازي در آورد ( تق توق ) ميزنن . بچه قلدراش محبت ناظم رو بي جواب نميذارن
. ( بالاخره بيرون مدرسه ميگيرمت ).

معلم : با يه جمله معرفيش ميکنم : ( مئلم اظيظم اذ طو ممنونم که به من صواد ياد دادي و من هالا خوب ميخانم و مينويصم .).

مدير : مخفف عبارت ( من دير ميام ) يا بهتره بگم ( من نميام ) .. هر موقع کارش داري واسه يه کار خيلي مهم رفته بيرون

دفتر دار : ( از اسمش معلومه ) هر کي دفترش گم ميشه ميتونه پيش آقاي دفتر دار پيداش کنه.

معلم پرورشي : مخفف عبارت ( پر رو بشي جهنمي ) سر کلاس اينقدر ميگن دين و اسلام و از اين حرفا که آدم آيت الله از کلاس مياد بيرون ( ساعت 12:30 هم از تو بلندگو ميگن) بچه هاي عزيز نمازه لطفا سريعتر مراجعه کنيد.

باباي مدرسه : بهترين آدمي که تو مدرسه پيدا ميشه ( اونم که مامان مدرسه رو کشته ) چون بعد از ... سال درس خوندن تا حالا تو هيچ مدرسه اي نديدمش. بچه هم نداره .

زنگ ورزش : ( همه لباس دارن ) بععععععععله .. خب بريد خر بازي در باريد ( آزاد ترين زنگ مدرسه )

زنگ رياضي : ( a2 + b2 = ab2 ) همش چرتو پرته . 

زنگ فيزيک : ( همه مسئله هاي جلسه قبلو بذارن جلوشون ) آقا ما ننوشتيم ( برو با وليت بيا )

زنگ شيمي :  واقعا شيمي براي زندگي 

زنگ استراحت : ( بچه ها بريم سر مسير مدرسه ي ...الان زنگشون ميخوره ) آخه اونا زنگشون زودتر از ما ميخوره  

و اما زنگ آخر : ( زييييييييييييينگ ... زيباترين صداي زندگي من تا به اين لحظه ... با قيافه اي جن زده سوار سرويس ميشويم و پشت سر معلمان گرامي غيبت ميکنيم تا برسيم خونه )

اميدوارم خنده روي لبهاي نازتون نشسته باشه !!


 

نوشته شده توسط بهار در جمعه 16 آذر1386 ساعت موضوع | لينک ثابت


ای عاشق

سلام

خوب خوب بذارین از راه برسم بعد شروع کنید جیغ و داد.

میدونم خیلی دیر کردم ولی در عوض وبم رو کلی تغییر دادم خوب ببینید گوش کنید

از این حرفها بگذریم راستی برای دیرکرد امروز به جای یک آپ چندتا آپیدم خوش باشین


گويند که در ميان ميوه ها سيب نکوست  

نيمش رخ عاشق است و نيمش رخ دوست

اين زردي و سرخي که در او مي بيني

زردي رخ عاشق است و سرخي رخ دوست

 


چارلي چاپلين به دخترش: تا وقتي قلب عريان كسي را نديدي بدن عريانت را نشانش نده! هيچ گاه چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان مکن قلبت را خالي نگه دار اگر هم يه روزي خواستي كسي را در قلبت جاي دهي سعي كن كه فقط يك نفر باشد به او بگو كه تو را بيش تر از خودم وكمتر از خدا دوست دارم زيرا كه به خدا اعتقاد دارم وبه تو نياز دارم


گذار عشق دلي پاره پاره مي خواهد     

                                وکوچه ات که عبوري دوباره ميخواهد

 

صريح و ساده نميگويمت که گفتن تو      

                                به قدر هستي من استعاره ميخواهد

 

مگر چه گفت نگاه غريب و خسته ي من   

                                  در آسمان دلت يک ستاره ميخواهد

 

براي راندن من نقشه اي بزرگ نکش            

                               شکستنم به خدا يک اشاره ميخواهد

 

به احترام تو من تا ابد نمي آيم 

                                 اگر چه کوچه عبوري دوباره ميخواهد

در زندگي باران نباش كه فكر كنند خودت را با منت به شيشه ميكوبي ؛ ابر باش تا منتظرت باشند كه بيايي



 

نوشته شده توسط بهار در پنجشنبه 8 آذر1386 ساعت موضوع | لينک ثابت


یک تیر دو نشون

سلام

امروز براتون دو تا مطلب قشنگ گذاشتم

امیدوارم لذتشو ببرید (اینم باید بگم از این که یکم دیر شد متاسفم)


هر ايراني ....
 

آنچه مي خوانيد در مورد شما نيست ، در مورد بغل دستي تان است!

* هر ايراني حداقل يکبار تصميم گرفته است زبان انگليسي را بياموزد!

* در کتابخانه هر ايراني حتما کتابي در مورد چگونه در ? ثانيه خوش تيپ

 بشويم! چگونه پولدار بشويم! چگونه اعتماد بنفس داشته باشيم وجود دارد!

* هر ايراني حداقل يک دندان و حداکثر چند دندان خراب دارد!

* هر پسر ايراني حداقل ده بار آرزو کرده است جاي برسلي يا آرنولد بود!

* هر دختر ايراني حداقل ده ميليون بار آرزو کرده که نيکول کيدمن بود!

* هر ايراني حداقل ? رشته ورزشي را نيمه کاره رها کرده است!

* هر ايراني چند صد بار در زندگي اش احساس خوش تيپي کرده است!

* هر ايراني حداقل ...بار به علي دايي محبت نثار کرده است!!!

* هر ايراني حداقل يکبار گفته است : هنر نزد ايرانيان است و بس!

* هر ايراني حداقل ?? بار آشغالهايش را از توي ماشين به خيابان پرت کرده است!

* هر ايراني حداقل سه بار آرزو کرده در دوران هخامنشي ها زندگي مي کرد!

* هر ايراني حداقل ???? بار ديگران را نصيحت کرده است!

* هر ايراني حداقل ? بار در امتحانات تقلب کرده است!

* هر ايراني حداقل ?? بار شعار داده است : مرگ بر آمريکا!

* هر ايراني حداکثر ? بار وقت شناس بوده است!

* هر ايراني حداقل ? بار وانمود کرده است که نمازش را هميشه سر وقت مي خواند!

* هر ايراني  حداقل ? بار احساس پوچي کرده و خواسته خودکشي کند!

* هر ايراني حداقل ???? بار احساس کرده ديگران قدر او را نمي دانند!

* هر ايراني حداقل ? بار تصميم گرفته است از شنبه درس هايش را بخواند!

* هر ايراني ....

اگر از خواندن اين نوشته ناراحت شديد به بغل دستي تان نگاه کنيد چون اين نوشته

در مورد او بود نه شما!

                      

 

 

 

 

اینم مطلب دوم که فکر کنم جالبتره بخصوص برای آقا پسرها


دست خودم نيست اين دسته از پسرا رو اعصابمند...

?-پسرايي که اداي آدماي عاشقو در ميارن و در آن واحد واسه???نفر ديگه هم تب مي کنن

?-پسرايي که وقتي کم ميارن به عشقشون ميگن آبجي.

?-پسرايي که تا یه کم بهشون احترام ميذاري فکر مي کنن عاشق سينه چاکشوني

?-پسرايي که اسم ادعاشونو ميذارن اعتماد به نفس

?-پسرايي که همزمان عاشق ?? نفرند و هر روز محض تنوع واسه يکيشون شعر عاشقانه

ميگن

?-پسرايي که فکر مي کنن همه موجودات کثيفي اند و خودشون پاک و منزه

 



 

نوشته شده توسط بهار در دوشنبه 21 آبان1386 ساعت موضوع | لينک ثابت